تاثیر هدف در موفقیت برند

تاثیر هدف در موفقیت برند

فرآیند برندینگ یکی از پیچیده ترین فرآیند هایی است که تا بحال در عمرم دیده ام وهمچنین وجود استراتژی های مختلف در مراحل این فرآیند آن را پیچیده تر می کند. قبلا در یک پست گفته بودم که برندینگ در فاز ابتدایی و یا بهتر است بگویم مقدماتی دارای هفت گام است که با آن به طور بسیار مختصر آشنا شدید.

شما پس از عبور از مهم ترین مرحله این فرآیند سخت یعنی انتخاب نام باید به دنبال این باشید که میخواهید چه کنید؟ برندتان به چه درد میخورد و چه سودی به مردم می رساند؟ به این گام می توان انتخاب هدف و یا مشخص کردن فعالیت های برند گفت و تاثیر هدف در موفقیت برند را نباید فراموش کرد.

خب بر میگردیم به همان اول کار یعنی ایده. داستان ما از این قرار است که یک فرد خلاق در یک روز آفتابی زیر باران نشته بود و در حال نگاه کردن به حلال ماه بود و در یک لحظه حواسش پرت شد و جرقه ای قبل از اینکه مغزش را از کار بیندازد یک ایده را در ذهنش تولید کرد. پس از کلی هیجان به خانه برگشت و برای برندش نام انتخاب کرد. حالا باید به این توجه کند که برند او قرار است چه خدمات و محصولاتی را رائه دهد و این محصولات با نمونه های مشابه چه تفاوتی دارد؟

وقتی شما ماهیت و نام و نشان یک برند را انتخاب نموده اید تا حدودی گستره فعالیت های آن را نیز مشخص کرده اید اما باید کمی جلوتر بروید. برای مثال شما به این ایده رسیده اید که یک برند خاص در زمینه دستمال کاغذی ایجاد کنید. نام او را تک برگ گذاشته اید! مشخص کردن گستره فعالیت ها در اینجا یعنی این:

چه نوع دستمال کاغذی را تولید خواهید کرد؟

همانطور که میدانید ما انواع مختلفی از دستمال کاغذی ها را داریم که شامل جعبه ای، رولی، جیبی، فله ای میشود. اینجا که رسیدید باید به بودجه خود کمی نگاه بیاندازید و بگوید که من برای شروع کار اینقدر پول دارم پس در اول می توانم 3 نوع را انتخاب و تولید نمایم (برای مثال)!

در دستمال کاغذی های جعبه ای عداد برگ ها را ملاک شمارش قرار می دهند. مثلا 100 برگ و یا 200 برگ! اما این ملاک در دستمال کاغذی های رولی به گرم می باشد. به اینها باید توجه کنید.

دستمال کاغذی هایتان چه ویژگی داشته باشد؟

به احتمال زیاد این را می دانید که شما تنها برند دستمال کاغذی در ایران نیستید و نخواهید بود. آنچه شما را از دیگر برند ها متمایز می کند ویژگی هایی است که دستمال هایتان دارد. برای مثال شما می توانید دستمال کاغذی هایی را تولید کنید که در برابر کشش مقاومت نماید و هیچ موقع پاره نشود و همچنین نرم باشند و یا زبر؟

باید مشخص کنید دستمال هایتان را مرطوب تولید می کنید یا عادی ؟ البته شما می توانید هر دو آیتم را نیز در نظر داشته باشید. کار دیگری که می توان کرد استفاده از یک تکنولوژی خاص در آن است. اینجا دیگر بحث علم پیش می آید و برند شما را خاص تر می کند. استفاده از یک تکنولوژی برای تولید دستمال هایی که قدرت جذب بالاتری دارند نیز شاید یک تمایز باشد.

آیا این مرحله قابل توسعه است؟

همانطور که گفتم فرآیند برندینگ و برند سازی دارای مراحلی است که باید پیموده شود تا فرآیند مقدماتی به پایان برسد. وقتی این فرآیند اولیه به پایان رسید برند به مرحله عملی شدن و سرمایه گذاری می رسد. اگر اینطور باشد پس باید مراحل اولیه با دقت انجام شود و برای مثال نام یک برند به خوبی انتخاب شود. اما ممکن است که پس از رسیدن به مرحله عملی سازی این برند نیاز به تغییراتی داشته باشد تا از مرگ حتمی نجات یابد. این یعنی شما خطا کرده اید که می تواند این خطا در انتخاب نام باشد؛ در این صورت تغییر نام در آن مرحله هزینه فراوانی در پی خواهد داشت و اما فعالیت ها چه؟ آیا برای گسترش آنها پس از فرایند اولیه هزینه اضافه لازم است؟ خیر؛ چراکه گسترش دادن فعالیت ها در بیشتر اوقات به دلیل پیشرفت است نه درست کردن اشتباهی که قبلا مرتکب شدید! پس غیر از هزینه ای که باید برای فعالیت های جدید پرداخت کنید شما ضرری نمی کنید.

این مرحله تنها مرحله ای در فاز اولیه برندینگ است که میتوان آن را دست کاری کرد!

قطعا تا به اینجا دریافته اید که پس از انتخاب نام باید چگونه هدف خود را انتخاب نمایید و چگونه آن را گسترش دهید تا به یک برند متمایز تبدیل شوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *