چرا برندینگ ؟ آیا من کارآفرین که قصد صاحب شدن یک برند را دارم باید حتما به این واژه اهمیت بدهم؟ آیا من تاجر که سال هاست صاحب یک برند هستم باید برند سازی را جدی بگیرم؟ این سوالاتیست که خیلی ها به آن جواب های متفاوتی داده اند البته خیلی ها هنوز هم این سوال را می پرسند. و صد البته خیلی ها نیز معتقدند که اقا کیفیت محصول مهمه و چیزی که عیان است را چه حاجت به بیان (برندینگ) است! این کیفیت هست که محصول و برند را پیش مردم محبوب میکنه ! خب بحث امروز ما در این پست تاثیر برندینگ بر روی موفقیت و یا شکست یک برند است و اینکه نباید ضرب المثل ها را در جاهای غلط استفاده کرد.

همینجا و در ابتدای کار بگویم که اگر هنوز نمیدانید برندینگ چیست، پس اول این پست را مطالعه نمایید و بعد زمان خود را صرف خواندن این مطلب کنید.

واقعا چرا برندینگ ؟

تا حالا از ارزش کار و قدرنشناسی ها چیزی شنیده اید؟ خب قطعا پاسخ خیلی ها مثبت است زیرا اکثر کاربرانی که این متن را میخوانند در ایران اند (شوخی!) وقتی از یک کارآفرین ، مدیرعامل و یا تولیدکننده یک محصول می شنوید که می گویند کار ما بسیار با ارزش است و کیفیت نزد ما حرف اول را میزند، و از آنجا که میدانید اصلا در کار خود موفق نیستند خنده اتان بگیرد و بگویید چرا لاف می زند! اما مشکل لاف زدن اینگونه افراد نیست، مشکل شما هم نیستید بلکه مشکل ذهنیت اینگونه افراد است که فکر میکنند تجارت و کسب و کار فقط در زحمت کشیدن برای تحقیقات و تولید محصول و یا خدمات خلاصه می شود و اینها همان افرادی اند که سوال هایی همچون “برندینگ به چه دردمان می خورد؟ مهم خود محصول است. برندینگ همه اش بازارکار افراد است.” را می پرسند.

در اینجا به دو جمله بسیار زیبا بر میخوریم :

  • زمانت رو برای توضیح دادن به دیگران به هدر نده! مردم تنها چیزی رو که میخوان میشنون و میفهمند.
  • اطرافیان کمتر کار تورو درک میکنند.

وقتی شما خدمات و یا محصولی را تولید کرده اید هیچ وقت از مشتریان توقع نداشته باشید که به اندازه خودتان قدر آن کار را بدانند. دلیلش هم واضح و روشن؛ شما برای آن کار زمان گذاشته اید نه مشتریان. شما وقت و عمرتان را که بالاترین ثروتتان است در گرو گذاشته اید و نه آنان. پس قطعا نباید از مشتریان چنین توقعی را داشته باشید چرا که آنان فقط و فقط به نیاز های خود فکر میکنند . (حق هم دارند) آنها به محصولاتی که شما برای آن نهایت زحمت را کشیده اید عشق نمی ورزند. مشتریان فقط و فقط به محصولاتی عشق می ورزند و به طرف آن می روند که انتظاراتشان را براورده کند و شما به عنوان یک تاجر و یا کارآفرین موفق وظیفه دارید که به آنان بفهمانید برند و یا محصولات شما آن نیاز ها را برآورده می کند و این یعنی برند سازی! پس شاید تا به اینجا به اهمیت برندینگ پی برده باشید.

در این مرحله از نوشته ام میخواهم شما را مهمان به یک مثال کنم. شرکت های بزرگی مانند اپل (apple) و سامسونگ (Samsung) را در نظر بگیرید. درست است که هردوی آنان برند هایی موفق اند اما بر طبق آمار ها مشاهده شده است که خریداران گوشی های تلفن همراه شرکت اپل بسیار بیشتر از خریداران گوشی های سامسونگ است. آیا می توان به جرات گفت که تلفن های اپل بهتر است ؟ قطعا اینطور نیست . اما چرا همگان شرکت بزرگ اپل را غول تکنولوژی جهان می دانند و اینهمه طرفدار دارد. این شرکت بزرگ دقیقا هدف را نشانه گرفته است. احساسات و سبک زندگی مردم. همه به محصولات اپل عشق می ورزند و همیشه دوست دارند از این محصولات استفاده کنند و حتی در مواقعی که از ته دل میدانند واقعا به آن نیاز ندارند خود را مجبور به خرید این محصولات می کنند.

با دقت در مثال بالا در میابیم که دنیا دنیای تبلیغات است و تعداد برند ها زیاد. هر کس بهتر برند خود را معرفی کند و ذهنیت جامعه جهانی را به سمت برند و محصولات خود سوق بدهد موفق تر است. همانطور که میبینید شرکت اپل برندینگ را جدی گرفت و موفق شد ولی هنوز شرکت های گمنامی وجود دارند که علارغم محصولات خوبشان در دنیا ناشناخته اند و اینها کسانی اند که در برندینگ کم کاری کردند. اینجاست که باید گفت چیزی که عیان است را چه حاجت به بیان است. پس برندینگ را جدی بگیرید!


حالا دیگر افراد نمیتوانند تاثیر برندینگ را بر روی موفقیت برند انکار کنند چرا که این موضوع انکار نشدنی است. همچنین شما می توانید برای آشنایی بیشتر با خدمات برندینگ تیم سعید وب کلیک کنید.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *