در بازار پوشاک ایران برندهای وارداتی بسیاری وجود دارد که در شرایط بسیار رقابتی قرار دارند که این امر ضرورت و اهمیت داشتن برند قدرتمند شخصیت برند بالا را آشکار می سازد، از طرفی کشور مبدأ این برندها و تصویر ذهنی که مصرف کنندگان از کشور مبدأ برند ها دارند موضوع مهمی است که می تواند بر شخصیت برند این شرکتها تأثیرگذار باشد؛ لذا هدف از این تحقیق بررسی تأثیر تصویر ذهنی مصرف کنندگان از کشور مبدأ شخصیت برند شرکتها در بازار پوشاک کشور می باشد؛ همچنین هدف دیگر این تحقیق بررسی تأثیر متغیرهای خصومت اقتصادی، خصومت فرهنگی، ملی گرایی، خصومت سیاسی، خصومت مذهبی، خصومت شخصی و خصومت جنگی مصرف کنندگان بر تصویر ذهنی کشور مبدأ میباشد. تحقیق حاضر، از نظر هدف، کاربردی بوده و براساس روش گردآوری داده ها، توصیفی پیمایشی و از نظر تجزیه و تحلیل داده ها، از نوع همبستگی بوده و برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری(تحلیل مسیر )استفاده شد. موارد مطالعه تحقیق، برندهای تدبیکر ۱، درسکمپ ۲، و وینس کاموتو ۳ و همچنین کشورهای مبدأ این برندها آمریکا، انگلیس و ژاپن می باشد. نتایج حاصل نشان داد که در هر سه کشور، تصویر ذهنی کشور مبدأ بر ارزش ویژه برند تأثیرمستقیم دارد، و رابطه معکوس و معنادار بین تصویرذهنی از کشور مبدأ و خصومت اقتصادی ادراک شده در کشورهای آمریکا و کره ژاپن تأیید شد و در کشور انگلیس رد شد .و رابطه مستقیم و معنادار بین تصویر ذهنی از کشور مبدأ و قدرت اقتصادی ادراک شده در کشورهای انگلیس و آمریکا تأیید شد و در کشور ژاپن رد شد .همچنین رابطه مستقیم و معنادار بین تصویر ذهنی از کشور مبدأ و احساس نزدیکی و تشابه فرهنگی در کشورهای ژاپن و آمریکا تأیید شد و در کشور انگلیس رد شد.

ما در بازار جهانی واحدی زندگی می کنیم، در حال حاضر اگر به اطرافمان نگاه کنیم شاید نیمی از جهان را در پیرامون خود می بینیم .کفش ایتالیایی، ادکلن فرانسوی، اتومبیل آلمانی، نوشابه امریکایی، ساعت سوئیسی، تلویزیون ژاپنی، دوربین کره ای، فرش ایرانی و … این واقعیت جهان امروز است .رویاهای دیروز در بازاریابی امروزه به حقیقت پیوسته است و ما شاهد پدیدار شدن یک بازار جهانی هستیم .در طول ۱۵۰ سال گذشته تغییرات عظیم محیطی بر مردم و صنایع تعداد زیادی از کشورها اثر گذاشته است .در طول ۵۰ سال گذشته رشد قابل ملاحظه اقتصاد بین المللی، به علت قدرت فزاینده نیروهای جلو برنده در برابر نیروهای بازدارنده رخ داده است. .شرکت های جهانی فعالیت های خود را به صورت جهانی برنامه ریزی، اجرا و هماهنگ می کنند (کاتلر و آرمسترانگ، ۱۳۸۲ ). این شرکتها در عرصه بین المللی فعالیت دارند و محصولات خود را به کشور های مختلف می فرستند .کوکا کولا، نستله، بنز، مک دونالدز، پپسی، تویوتا، سونی، ژیلت، بی ام و (دبلیو) و … در نظر مصرف کنندگان سراسر جهان نام های آشنایی هستند .اغلب مصرف کنندگان در سراسر دنیا، کشور خاستگاه این مارک های تجاری را نیز به خوبی می شناسند و به یاد می آورند .که این امر اهمیت روزافزون کشور مبدأ و تصویر ذهنی که مصرف کنندگان از کشور مبدأ محصول دارند را به ذهن متبادر می کند و اینکه چه متغیرهایی و به چه صورت روی این متغیر (تصویر ذهنی مشتریان از کشور مبدأ) تأثیر می گذارند به مسئله مهمی تبدیل می شود. اینک رقابت جهانی هرروز فشرده تر می شود .بیشتر شدن رقابت و افزایش فعالیت رقبا و حضور برندهای جدید در اکثر بازارها مخصوصاً بازار پوشاک، اهمیت برندها و شخصیت برند را دوچندان می کند .تنها شرکتهایی که از برند شناخته شده تر شخصیت برند بهتری برخوردارند در عرصه رقابتی بین المللی باقی مانده و رو به جلو حرکت می کنند .با توجه به اهمیت تصویر ذهنی مشتریان از کشور مبدأ و همچنین شخصیت برند شرکتها، در بازار پوشاک کشور، در این تحقیق برآنیم تا به بررسی رابطه متغیرهای مختلف (خصومت اقتصادی، خصومت فرهنگی، ملی گرایی، خصومت سیاسی، خصومت مذهبی، خصومت شخصی و خصومت جنگی مصرف کنندگان ) با متغیر تصویر ذهنی کشور مبدأ و همچنین ارتباط شخصیت برند با تصویر ذهنی کشور مبدأ در این بازار بپردازیم.

برندها بسیار مهم هستند و به طور وسیعی بر تمام جوانب زندگی انسان ها تأثیر می گذارند. برندها در احساسات انسان ها نیز رسوخ کرده اند. در برخی مواقع قضاوت افراد از یکدیگر براساس برندی که استفاده می کنند، شکل می گیرد. آیا ساعت سیکو، رولکس ، امگا زمان ها را به روش های مختلف نشان می دهند ؟! خیر اما هر کدام از این برندها مصرف کنندگان خاص خود را دارند و پیامی منحصر به فرد به مصرف کننده و افرادی که کسی را با این برند می بینند، مخابره می کنند. اولویت استاد برجسته ی دانشگاه هاروارد معتقد است : “در عصر جدید رقابت بر سر چیزهایی نیست که سازمان ها در کارخانه هایشان تولید می کنند، بلکه رقابت آینده میان چیزهایی است که شرکت ها پس از خروج محصول ازکارخانه به آن می افزایند؛ نظیر بسته بندی، خدمات، تبلیغات، پشتیبانی از مصرف کننده، ارائه تسهیلات مالی برای خرید، تسهیل توزیع محصول و سایر چیزهایی که در نهایت ارزشی را به مشتری نهایی منتقل می کند و برای وی ارزشمند است. تعاریف گوناگونی توسط مراجع و محققان مختلف از برند ارائه شده است. در حقیقت می توان گفت که هر یک از آنها از منظری خاص به این مفهوم نگریسته اند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *